بررسي ساختار روايت در حكايات فيه ما فيه
قبل از آغاز مقاله وبررسي ساختار روايت در حكايات فيه ما فيه بهتر است يكي از حكايات فيه ما فيه را باز خواني كنيم در ادامه به بررسي ساختمان روايت و عناصر آن خواهيم پرداخت لازم است متذكر شوم در شماره اول ابتدا با يك مقدمه به بازشناسي ساختار روايت خواهيم پرداخت و در شماره بعد ساختمان اين حكايات را بررسي مي كنيم:
حکایت ص 80
آورده اند که پادشاهی بود عالمی، عادلی، خدای ترسی، رعیت پرسی –خداوندا! پادشاه عهد ما را بر داد و عدل و انصاف ثابت دار- و آن پادشاه را امیران بودند. بعضی اهل قلم که تدبیر ملک را از مدبّرات امر تعلیم کرده بودند. قلمشان چون قلم فرشته در دست راست، نرفتی الّا به خیرات. مکر و تزویر و مظلوم شکنی را زهره نبودی که گرد دفتر و قلمشان گشتی. دفتر های ایشان، در دیوان روشنایی دادی، همچون نامه ی مؤمنان در دیوان قیامت و بعضی بندگان، اهل شمشیر و عَلَم بودند، جانباز...
ادامه مطلب

پسا ساختارگرایی جریانی روشن فکرانه است که توسط برخی فلاسفه ی کانتیننتال و نظریه پردازان انتفادی در نیمه ی دوم قرن بیستم شکل گرفت. تا این زمان نظربه های ساختارگرایانه ای چون روی کرد سوسور در زبان شناسی یا نگاه مارکس به جامعه یا بسط نظریات فروید در روان شناسی کاملن بر اندیشه ورزی غرب مستولی شده بود. در دهه 60 ساختارگرایان فرانسوی کوشیدند که این نظربات را در هم بیامیزند. در واقع این تلاش واکنشی بود به نوع تفلسف اگزیستانسیالیست ها که بر این عقیده بودند که انسان آن چیزی است که خودش می سازد (همان قصه ی وجود و ماهیت). برای ساختارگرایان فرد محصول ساختارهای جامعه شناختی، روان شناختی، و زبان شناختی ای است که هیچ کنتزلی بر آن ها ندارد.
البته عشق همچنان مقولهای احساسی است و فرد زمانی عاشق میشود که احساس کند معشوق وی توانایی آن را دارد که پروسه لذتجویی او را که از ذهنش آغاز شده تکمیل کند؛ این احساس الزاماً عقلانی نیست و همیشه درست از آب در نمیآید. این احساس از توهم فرد ناشی میشود، توهمیکه از تحلیل نشانههای بیرونی (درست یا غلط) و خیالپردازی دربارهی آنها ناشی میشود. تخیل در این کار نقش بسیار زیادی بازی میکند و به همین دلیل میشود گفت کسانی که از تخیل قویتری برخوردارند نسبت به آدمهای معمولی بیشتر دچار چنین توهم و احساسی میشوند. هنرمندان هم به همین جهت استعداد بیشتری در عاشقی از خود نشان میدهند.

