تبليغاتX
قالپاق
 
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385

پشتِ هيچ چراغ‌قرمزی نايستاده بود. آن روز هوا سرد بود و هاله‌ی مه دور چراغ راهنمايی را گرفته بود. به سرعت به تقاطع نزديک شد. هيکل زرد ماشين زباله از دوردست، در سمت مقابل ديده می‌شد. پيکان قرمز رنگی، اريب، گوشه‌ی آينه‌ی بالای سرش می‌لرزيد.

هر روز صبح زود، زمانی که هنوز خيابان‌ها از رفت وآمد کارمندان و کارگران و بچه مدرسه‌ای‌ها شلوغ نشده بود و حتی سوپرمارکت سرِ نبش تقاطع هم کرکره‌اش را بالا نزده بود، از خانه خارج می‌شد. شب‌ها هم دير وقت برمی‌گشت؛ خيلی دير، درست زمانی که دوباره خيابان، سوت و کور می‌شد.

عبور پرچ‌های کنار خطوط عابررو را از زير چرخ‌های اتومبيل حس کرد. کمتر از دو سه متر به تقاطع مانده بود. هيچ وقت پشت چراغ‌قرمز نايستاده بود و حتا نيازی نديده بود تا اندکی از سرعتش کم کند.

صدای سوت مانندی که کم‌کم بدل به نعره و غرش هيولايی می‌شد، تنها اتفاق تازه‌ای بود که باعث شد سرش را به طرف راست تقاطع بچرخاند. ابتدا فکر کرد چيزی مانند يک زمين لرزه است يا شايد عبور يک هواپيما از ارتفاعِ کم. سايه‌ی دراز و سياه يک تريلی افکار او را قطع کرد.

 

قطعات تکه‌تکه شده‌ی اتومبيل هم‌چنان تا دير وقت همان روز که سر و کله‌ی ماشين زباله‌کشِ زرد پيدا شد، در اطرف تقاطع پخش بود.

لينک ثابت
   نوشته شده توسط محمدعلی خامه پرست  | 

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

هر كوچه سيگار خاص خودش را دارد. اين را مصطفي مي گويد. ما آدم ها، خاطرات را، مثل دود سيگار توي كوچه ها جا مي گذاريم. توي كوچه مي شود آزادانه سيگار را لاي دو انگشت گرفت، جوري كه مجبور نباشي از كسي پنهانش كني. دودش را خوب توي سينه ات نگه داري و وقتي آن را بيرون ميدهي گوشه چشم هايت را جمع كني؛ اگر باد باشد از بوي گندش هم خلاص ميشوي. مصطفي سرفه اش گرفت. دود از ميان سرفه هايش بيرون ميپريد.


ادامه مطلب

لينک ثابت
   نوشته شده توسط علی جباری  | 

شنبه پنجم اسفند 1385

در جامعه مدرن كه جامعه مدني(بدون آنكه بخواهيم ارزش گذاري و اندازه گيري كنيم) از الزامات آن بشمار مي آيد و گويي بي آن هيچ اجتماعي را نمي توان با صفت مدرن همراهي كرد همواره پارادايم اخلاق شكلي ناهمگون وبعضا بي شكل دارد يا بهتر است بگوييم اين اخلاق يك اخلاق چند شكلي است .

در هگلي ترين تعريف از جامعه مدني بايد آن را سرآغاز جدايي اجتماع از دولت كه حقوق اجتماع را در مقابل دولت تامين مي كند يادكرد.

جامعه مدني يكي از ابزارهاي انديشه سياسي مدرن به حساب مي آيد كه همواره در مقابل آن ايستادگي مي كند واز فزون خواهي ، تجميع قدرت و فساد وپيشروي هيولاي دولت جلوگيري مي كند .


ادامه مطلب

لينک ثابت
   نوشته شده توسط سیامک مهاجری  |